أحمد بن علي الطبرسي ( مترجم وشارح : غفاري )
15
الاحتجاج ( فارسي )
ميان من و او معانقه بود زو چون دست از گردن من برداشت و مرا گذاشت و گفت : يا موسى بن جعفر بنشين با اطمينان خاطر زيرا كه ترا أصلا هيچ گونه بأس و خوف ضرر از من نسبت به تو متصوّر نيست . من چون در آن أثر نيك در او نظر كردم ديدم كه از هر دو چشم او آب مانند فواره جوشيد من نظر از او برداشتم و رجعت بنفس خود نمودم . رشيد در آن وقت روى به من آورده گفت : تو راست گفتى و جدّت رسول ايزد خالق نيز صادق بود و الله كه بعد از ملاقات شما خونم به حركت آمد ، و عروقم بغايت مضطرب و بىآرام و رقّت بر من مستولى گشته در آن مرام بىانتظام شدم و آب از چشمم بىاختيار روان و آشكار گرديد . يا موسى ترا طلب كردم به جهت آنكه چيزى بسيار خلجان سينه و خاطر منست و مدّتى است كه من هيچ أحدى از أرباب فضل و حال از كيفيّت حقايق آنها استعلام و سؤال نكردم اگر تو مرا از آن مجاب گردانى در آن باب آنچه جواب صواب بود بيان نمائى دست از تو بردارم و قول هيچ أحدى را در حقّ تو نشنوم بدرستى كه به من رسيد كه شما هرگز دروغ نگفتيد نبايد كه تصديق من نمائيد در باب مختلجات كلام كه در خاطر منست . آن حضرت گويد كه : من در جواب رشيد گفتم : حقايق امور آنچه دانم ترا بر آن مطَّلع گردانم به شرطى كه مرا از طرف خود ايمن گردانى . هارون رشيد گفت : ترا امانست اگر به من راست گوئى و ترك تقيّه كه شما معشر بنو فاطمه و بنو عبد المطَّلب ميدانيد نمائيد . آنگاه فرمود كه : يا موسى بن جعفر ما در نسبت با رسول ( ص ) مساوى با شما خواهيم بود و أصلا هيچ گونه تفاوت در آن باب ميان ما و شما با حضرت